یانکی‌های کودتاچی؛ عملیات‌های آمریکا برای سرنگونی دولت‌های آمریکای لاتین

0

صبح نو/ متن پیش رو در صبح نو منتشر شده و انتشار آن در آخرین خبر به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

یک ضرب‌المثل قدیمی در آمریکای جنوبی رایج است که می‌گوید: «وقتی ایالات متحده سرفه می‌کند، آمریکای لاتین سرما می‌خورد»، این ضرب المثل قدیمی به وضوح روابط پیچیده و چندین ساله واشنگتن را با دولت‌های آمریکای لاتین نشان می‌دهد که این کشور به طور مستقیم یا غیرمستقیم در کودتاهای مختلف آمریکای لاتین نقش داشته و در تعداد دیگری از این کودتاها نیز ناکام مانده است.

کودتا در گواتمالا
در نیمه نخست قرن بیستم، گواتمالا تحت حکومت دیکتاتورهایی قرار داشت که با شرکت میوه ایالات متحده (UFC)، یک شرکت قدرتمند آمریکایی که با نام «اختاپوس» شناخته می‌شد در ارتباط بودند.
دلایل مشکلات گواتمالا را می‌توان به اجرای یک کودتا به مدیریت CIA از طرف رییس‌جمهوری دوایت دی. آیزنهاور مرتبط دانست که موجب استقرار حکومت‌های خودکامه بعدی در این کشور شد. گواتمالا در حال بهره بردن از یک انقلاب ۱۰ ساله بود، ابتدا تحت حکومت‌خوان خوزه آروالو بود که حداقل دستمزدها را مشخص کرده و بودجه آموزش را افزایش داد. جانشین آروالو، جاکوبو آرینز بود که در سال ۱۹۵۱ به صورت دموکراتیک انتخاب شد. وی دست به اصلاحات ارضی زد تا زمین‌هایی را در اختیار دهقانان فقیر قرار دهد. چنین معیارهایی دربرگیرنده تهدیدهایی غیرقابل قبول برای هژمونی آمریکا در نیم کره غربی به حساب می‌آمدند. در سال ۱۹۵۴، عوامل سیا کودتایی را علیه دولت مردمی جاکوب آربنز، رییس‌جمهوری مردمی گواتمالا سازمان‌دهی کردند که نتیجه آن بیش از ۳۰ سال دیکتاتوری و خشونت و سرکوب بود.

عملیات خلیج خوک‌ها در کوبا
۱۷آوریل۱۹۶۱ به دستور جان‌اف‌کندی رییس‌جمهوری آمریکا، نیروی ۱۷۰۰ نفری از ضدانقلابیون کوبایی با کمک عوامل سیا در خلیج خوک‌ها در جنوب کوبا پیاده شدند تا با رژیم تازه به قدرت رسیده فیدل کاسترو مبارزه و آن را سرنگون کنند. سرویس جاسوسی شوروی از نقشه عملیات به‌نحوی مطلع شد و کاسترو را در جریان وقایع قرار داد. نیروهای طرفدار کاسترو، با غافلگیرکردن ضدانقلابیون کوبایی، ظرف ۴۸ ساعت، نیروهای شرکت‌کننده در عملیات خلیج خوک‌ها را قلع‌وقمع کردند و صدها نفر از مخالفین کاسترو دستگیر، زندانی و اعدام شدند. پس از آن حادثه، کوبا تاکنون هدف توطئه‌های متعدد آمریکا اعم از چندین‌بار تلاش برای ترور فیدل کاسترو، تحریم اقتصادی و پروپاگاندای رسانه‌ای بوده است.

روز شهدا در پاناما
در پاناما، ۹ ژانویه به‌عنوان «روز شهدا» نام‌گذاری شده است. در سال ۱۹۶۴، در چنین روزی، نیروهای نظامی آمریکا تظاهراتی را که علیه حضور نظامی آن‌ها در پاناما و کنترل کانال پاناما به‌وجود آمده بود، سرکوب کردند. در این سرکوب، ۲۸ نفر کشته، ۳۰۰ نفر مجروح و ۵۰۰ نفر دستگیر شدند. همچنین در سال ۱۹۸۹ آمریکا ادعا کرد مانوئل نوریگا، رییس‌جمهوری وقت پاناما، در قاچاق مواد مخدر دست دارد و به بهانه دستگیری وی به این کشور حمله کرد. شاید جرم واقعی ژنرال نوریگا این بود که قرارداد واگذاری کانال پاناما به آمریکا را تمدید نکرده بود. آمریکا با ۲۷هزار نظامی به کشور کوچک پاناما حمله کرد و با بمباران مناطق غیرنظامی بیش از دوهزار نفر از مردم پاناما را به کام مرگ فرستاد.

کودتای برزیل
در سال ۱۹۶۴ سی‌آی‌ای یک سری عملیات رسانه‌ای گسترده علیه «ژائو گولارت»، رییس‌جمهوری برزیل، ترتیب داد؛ عملیاتی که نهایتاً به کودتا ختم شد. گولارت مجموعه‌ای از اصلاًحات را آغاز کرده بود که منافع شرکت‌های چندملیتی آمریکایی را محدود می‌کرد.

کودتای شیلی
کودتای ۱۹۷۳ شیلی که در روز ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد، واقعه‌ای زیر و زبر کننده در تاریخ کشور شیلی و جنگ سرد به حساب می‌آید. بخش‌های مختلفی از جامعه شیلی و همچنین ایالات متحده آمریکا به رییس‌جمهوری شدن آلنده اعتراض داشتند. آمریکا به‌همین دلیل فشار اقتصادی و دیپلماتیک زیادی روی دولت شیلی آورد.در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ ارتش با همراهی سازمان سیا، سالوادور آلنده را برکنار کرد. آلنده در این کودتا به همراه نزدیک به سه هزار نفر از یارانش کشته شد و آگوستو پینوشه قدرت را در دست گرفت و نتیجه ایجاد یک دیکتاتوری خونخوار بود.

عملیات تثبیت در جمهوری دومینیکن
عملیات رسانه‌ای علیه رییس‌جمهوری «جُوان بوش» با یک کودتا در۱۹۶۳تا۱۹۶۵ خاتمه می‌پذیرد. ایالات‌متحده آمریکا ۲۲هزار سرباز به جمهوری دومینیکن فرستاد تا با نیروهای مشروطه‌خواهی که برای بازگشت بوش می‌جنگیدند، مبارزه کنند.
همچنین در سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۶ در جریان عملیات به‌اصطلاح «تثبیت» دومینیکن، دولت آمریکا ۱۴هزار نیروی نظامی به این کشور اعزام کرد.

کودتای آرژانتین
آرژانتین در قرن بیستم ۶ کودتا را با رنگ و بوی متفاوت تجربه کرده است.نخستین آن‌ها در همان سال با خلع رییس‌جمهوری منتخب دموکراتیک مردم هیپولیتو یریگورن آغاز شد. دیکتاتور نظامی، خوزه فلیکس اوریبورو رهبری حمله و کودتا علیه یریگورن را بر عهده گرفت و به این ترتیب دهه‌ها زجر و سختی را برای آرژانتینی‌ها به ارمغان آورد. کودتا علیه خوان پرون در سال ۱۹۵۵ از آن دست کودتاهایی است که رنگ و بوی انقلاب هم به خود گرفت. چند سال بعد کودتای دیگری علیه ایزابل پرون، نخستین رهبر زن تاریخ جهان، همسر و جانشین رییس‌جمهوری سابق، خوان پرون را سرنگون کرد. کودتای سال ۱۹۷۶ آخرین تغییر دولت خشونت‌آمیزی بود که در قرن گذشته در این کشور به وقوع پیوست که به توصیه و حمایت ایالات متحده صورت گرفت. در نتیجه کودتای نیروهای مسلح آرژانتین که با حمایت دولت آمریکا اجرا شد، حکومتی بر پایه ترور بر سر کار آمد که از جمله نتایج آن، ناپدیدشدن حدود ۳۰هزار نفر از مردم آرژانتین و افزایش شدید بدهی ملی این کشور بود.

عملیات کندور در اروگوئه
در ۲۴ ژوئیه۱۹۷۶، در جریان «عملیات کندور»، ۲۴ پناهنده سیاسی از شیلی و اروگوئه که نام آن‌ها در اسناد سی‌آی‌ای مشاهده می‌شد، ربوده و شکنجه شدند. «کندور» را وزارت دفاع آمریکا «عملیات رمز برای شکنجه چپی‌ها و کمونیست‌ها و مارکسیست‌ها در آمریکای جنوبی» تعریف کرده بود.

کودتا در گرانادا
گرانادا که در نزدیکی ساحل ونزوئلا واقع شده است، کشوری کوچک با مساحتی کمتر از ۳۵۰ کیلومتر مربع به حساب می‌آید. با این وجود از نظر برنامه‌ریزان آمریکایی به‌عنوان تهدیدی برای کنترل هژمونیک آمریکا بر «جهان آزاد» به حساب می‌آمد. گرانادا استقلال خود را در سال ۱۹۷۴ پس از ۳۰۰ سال استعمار فرانسه و بریتانیا به دست آورد. در مارس سال ۱۹۷۹ ماوریس بیشاپ، رییس دولت انقلابی خلق گرانادا، نخست وزیر «اریک گیری» را در حالی که در یک کنفرانس سازمان ملل در نیویورک حاضر شده بود، از حکومت خلع کرد. گروه پلیس مخفی گیری، مردم را با سلاح‌های به دست آمده از دیکتاتوری شیلی یعنی آگوستو پینوشه به قتل رسانده و می‌ترساندند.

کودتای السالوادور
در سال‌های ۱۹۸۰تا۱۹۹۲ سازمان سیا نقشی اساسی در ایجاد سازمان‌های امنیتی در السالوادور ایفا کرد که نتیجه آن پدیدآمدن گروه‌های شبه‌نظامی در این کشور بود. درجریان جنگ داخلی السالوادور، ایالات‌متحده آمریکا بیش از ۵ میلیارد دلار کمک خارجی به حکومت‌های متوالی این کشور اهدا کرد. در نتیجه این جنگ ۷۵هزار نفر کشته و ۸هزار نفر ناپدید شدند.

کودتای ۲ روزه در ونزوئلا
در آوریل ۲۰۰۲، با حمایت دولت ایالات‌متحده کودتایی علیه هوگو چاوز، رییس‌جمهوری قانونی ونزوئلا، به‌وقوع پیوست. در جریان این کودتا، هوگو چاوز بازداشت و به جزیره‌ای در اطراف کشور برده شد و دولت وی نیز سقوط کرد اما حضور گسترده مردم و ارتش وفادار به او باعث شد تا دو روز بعد در ۱۴ آوریل همان سال دولت کودتا سرنگون شود و به‌این‌ترتیب هوگو چاوز به قدرت بازگشت. هرچند، اقدامات آمریکا برای بی‌ثبات‌سازی ونزوئلا ادامه یافت. «بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی»، که به کنگره آمریکا وابسته است، یک میلیون دلار برای گروه‌های مخالف دولت ونزوئلا ارسال کرد.

کلمبیا
در سال ۱۹۹۹، کنگره آمریکا کمک خارجی ۱٫۳میلیارد دلاری برای تقویت ارتش و پلیس کلمبیا را تصویب کرد. با مشورت آمریکا، ارتش و نیروهای شبه‌نظامی کلمبیا سیاست زمین سوخته را در پیش گرفتند و به بیش از یک میلیون کشاورز دهقان را از مناطق روستایی بیرون راندند. همچنین سال‌ها بعد در ۲۰۰۹ دولت آمریکا اعلام کرد نیروهای نظامی آن در هفت پایگاه نظامی کلمبیا مستقر شده‌اند. آمریکایی‌ها هدف از این اعزام نیرو را «اجرای عملیات همه‌جانبه در سرتاسر آمریکای جنوبی» علیه «دولت‌های ضدآمریکایی» اعلام کردند.

کودتای در هندوراس
در سال ۲۰۰۹ سربازان تعلیم‌یافته از مدرسه قاره آمریکا دولت قانونی مانوئل زلایا را سرنگون کردند. با وجود اقدامات سرکوبگرانه کودتاچیان علیه طرفداران زلایا، دولت آمریکا از اینکه این براندازی را کودتای نظامی بخواند، خودداری کرد. آمریکایی‌ها همچنین تلاش‌ها برای برقراری مجدد دموکراسی در هندوراس را تضعیف کردند.

لطفا دیدگاه خود را ثبت کنید